قالب رضا
تخلیه ی ذهنی 1 :: زندگی هویجورانه

زندگی هویجورانه

زندگی هویجورانه

میدونید گاهی وقتا یه چیزایی تو دلت هست که نمیدونی به کی بگی!یا میدونی به کی بگی ولی اون شخص در دسترس نیست...
خیلی چیزا هم نمیشه گفت چون فقط باید نوشته بشن:) نوشتن فقط تو دفترچه یادداشت هم همیشه حالتو خوب نمیکنه..
اینجام واسه همین وقتاست.:))
من اینجا هرچی دلم خواست مینویسم..سبک و اینام ندارم:/

زنذگیتون تو دلی:))))

تخلیه ی ذهنی 1

پنجشنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۲۹ ق.ظ

یک:گاهی اوقات واقعا دلم میگیره از خودم،ینی افکار مامانم در مورد خودم باعث میشه دلگیر بشم!اون فکر میکنه من از خونه داری هیچی سرم نمیشه،فکر میکنه من خیلی بی مسوولیتم! ! ،حتی امروز هم گفت من آخرش نتونستم راه و رسم زندگی و بهت یاد بدم!فقط به خاطر اینکه موقع جارو برقی زدن فرش و نکشیدم کنار تا زیر فرشم جارو بزنم!!هرچقدر م که بهش میگم من الان احساس مسوولیت نمیکنم در قبال کارای خونه،الان به تنها چیزی که فکر نمیکنم پختن قورمه سبزیه:/  بازم جوونیای خودش و با من مقایسه میکنه و میگه من اون موقع درسم میخوندم، گلیم بافی،گل دوزی،خیاطی،بافتنگی و آشپزیم بلد بودم،کلیم کتاب میخوندم:|  اونوقت تو فرق جعفری و گشنیز و نمیدونی:|تازه بهم میگه فس فسی:/میگه خیلی حوصله داری،یه کاری و که میگم آروم انجام میدی،!حیف از اون همه ماکارونی هایی که پختم،حیف از اون همه ظرفایی که شستم...قدر نمیدونن که...من دوستی دارم که حتی بلد نیست چای دم کنه!

خب  آخه مادر جانم همه که مثل شما کدبانو نمیشن؟؟!!ولی من میشم...



دو:تا حالا شده به دوست صمیمتون که یک ماهه ازش خبر ندارید،پیامک بدید و کلی خوش بش کنید...بعد فقط بگه ممنون عزیزم...؟؟وقتی متقابلا حالتو نمیپرسه،وقتی از اون همه سوالی که واسش فرستادی فقط جواب "خوبی" و میده!ینی ای کاش پیام نمیدادی. ..دیگه پیام نده!ای کاش همون قدر که من سعی دارم رابطمون حفظ بشه اونم مایل بود...ولی زوری که نیست!



سه:دیروز وقتی داشتیم با خانواده این سریال گمشدگان(حالا بماند که خیلی سریال بی روحیه)می دیدیم،اونجاش که ترنج به باباش میگه یه خبر خوب دارم دارم برات ولی نمیگم یهو داداشم پرید وسط:شوهر گرفته حتما!!

من: o_O ععع..شوهرش کجا بود؟؟تازه اصولا زن میگیرن نه شوهر:/

داداش:آقا مسعود چیه پس؟

من:اون بیچاره ها که هنوز ازدواج نکردن!!

داداش:خب دوز پسر پیدا کرده!

من:[از صحنه خارج می شود]:|

آخه جوجه!من بزرگترین دغدغم تو 8سالگی این بود که چرا دخترا نمیتونن با دخترا ازدواج کنن!و حتی برعکس! [که ده سال بعد فهمیدم اونا هم میتونن باهم برن سر خونه زندگیشون]  

+بزار یه چیزیم اینجا داخل پرانتز بگم که خیلی بدم میاد از اصطلاح "زن گرفتن"و "شوهر کردن"...لحن بدی دارن:/یه جورایی تحقیر آمیزن!البته این فقط حس شخصی منه...میتونیم به جا شون بگیم فلانی ازدواج کرده:))



چهار: رکورد مزخرفترین روز سال هم میرسه به ۳۱ شهریور ۹۶

هم غروب جمعست

هم اخرین روز تابستونه

هم اول محرمه 

هم فرداش اوله مهرِ

هم فرداش شنبس



پنج:همیشه از بچگی واسم سوال بود وقتی از آدم تعریف میکنن چه عکس العملی باید نشون بده؟؟بخنده؟ اخم کنه؟؟سرشون بندازه پایین؟؟یا سرشو بیاره بالا تشکر کنه؟؟؟ البته خودم قیافمو جوری میکنم که شرمگین به نظر برسم،یه چیزی بین لبخند و خجالت:)

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۲۳
هویجوری :)

نظرات  (۱۱)

۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۱ آقای سر به هوا(o_0)
از اینایی که مامانت بهت میگه همه میگن
عادیه

شما دخترها اینقدر از ازدواج بدتون میاد پس با شادی فراوان عروسی رفتنتون چیه?
پاسخ:
احساس میکردم عادی نیست:/
کی گفته از ازدواج بدمون میاد؟؟من گفتم از اصطلاح شوهر کردن و زن گرفتن بدم میاد:)
۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۲ دُچــــ ــــار
الان خیلی بهتر از 8 سالگیتی پس فس فسی :))
پاسخ:
نمیدونم شاید:/
فس فسی نیستم:))
شما که کدبانویید نمیدونید نود درصد اشغالا زیر فرشن ؟! 😁
فس فسی اخه 😄 . ذهن مامانتونم خلاقه یکم
شماره ۴ هم که ...😂😂😂
من موقع نعریف از صحنه خارج میشم تا احساساتی نشم :/
پاسخ:
کدبانو نشدیم که حالا! میدونستم باور کنید!فقط یه حواس پرتی بود:)
بله واقعا نمیدونم ریشه ی این لغت از کجاست:))
:دیی
اونطوری که زشته😅بی ادبی میشه
1-سخت نگیرید عمومیت داره!!!

2-خب پیش میاد !!بهرحال طرف خواهان ارتباط نیست پس شما هم به آب و آتیش نزنید!!

3-عرضی نیست

4-موافقم

5-حس بی تفاوتی !!!


موفق باشید!!!
پاسخ:
مرسی از نظرتون آقا وحید:)
تچکر همچنین
وقتی ازت تعریف میکنن آدم باید کیف کنه همین!
پاسخ:
کیف که تو باطنه:)تو ظاهرت هیجان باشه میگن طرف خر ذوق شد:/
۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۰۴ آقای سر به هوا(o_0)
پی چجور اصلاحی مناسبه???
پاسخ:
میتونن بگن مثلا فلانی ازدواج کرده:)من فقط نظر خودم و گفتم که حس خوبی نسبت به این اصطلاحا ندارم،وگرنه اینا مناسب هستن که سال هاست ازشون استفاده میشه..فک کنم این قسمت پست و خوب بیان نکردم یا شایدم خیلی غیر منطقی بود:))
۲۳ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۱۳ علیـ ــر ضــا
اینم شد طرز بیانت 
دارن یکم تعریف میکنن چیزی بدی نبوده 
پاسخ:
طرز بیانم!؟
آخه سخته تواضع حفظ بشه:))
۲۴ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۵۷ مریــــ ـــــم
همه ی مامانا همینطورن
:|
پاسخ:
دل گرم شدم:))
هعی خواهر بیا بشین پیش خودم دردودلاتو بکن😂😂😂
پاسخ:
اومدممم😃😄😘
2
این برنامه تو ذهنم هست
3
دوره زمونه عوض شده به خدا
4
خخخ خیلی نکته جالبی بود(خوشبختانه دغدغه من نیست)
5
منم همین طور:)
پاسخ:
مچکرمممم از نظرتوننننن:))
خوش باشید^_^
واااااای بخدا تنها نیستی من اگه فرشم بردارم تا زیر کابینتای اشپزخونه ام جارو برقی بکشم مامانم همینو میگه مامانا میگن ولی واقعا حرف دل و زبونشون یکی نیس تنها نیستی منم مامانم همینجوریه:)

پاسخ:
عع پس همدردیمممم:)))
خوبیمونو میخوان دیگه:/
آره بابا هیچی تو دلشون نیست^_^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی