قالب رضا
بایگانی آبان ۱۳۹۶ :: زندگی هویجورانه

زندگی هویجورانه

زندگی هویجورانه

میدونید گاهی وقتا یه چیزایی تو دلت هست که نمیدونی به کی بگی!یا میدونی به کی بگی ولی اون شخص در دسترس نیست...
خیلی چیزا هم نمیشه گفت چون فقط باید نوشته بشن:) نوشتن فقط تو دفترچه یادداشت هم همیشه حالتو خوب نمیکنه..
اینجام واسه همین وقتاست.:))
من اینجا هرچی دلم خواست مینویسم..سبک و اینام ندارم:/

زنذگیتون تو دلی:))))

۶ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

من با بوی کتاب مست میشم...
مخصوصا کتابای گاج! اصلا غم همه دلارایی که میریزم تو جیب آقایون مهندسای جوکار یادم میره:)
 
۲۷ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۶ ، ۲۱:۱۹
هویجوری :)

نسیم بد قول

نسیم بیخیال

نسیم بی مسوولیت

اون جزوه ی آرایه ی منو بر دار بیار دختر خوب..الان یه ماهه معطلشم :/

من تا حالا سه بار به این خانم جزوه و کتاب دادم هر سری هم اگه پیگیری نمیکردم بعد از دو ماه گم و گور میشد قطعا و طبعا:/ البته یه 5 6 باری هم پیچوندمش  و جزوه ندادم بهش:))

ولی خب بازم هربار زورش به من میرسه...[مامانم هر بار به خاطر این موضوع میگه نمیدونم کجای تربیت تو اشتباه کردم،این شکلی شدی]

+از همین تریبون جلوی 103 تا دنبال کننده هم اسم خودت و گفتم و هم اسم جزوه رو..من شوخی ندارم باهاتاااا..

حالا که بحثش شد،بزار بگم:آهای فاطمه خانمی که اصلا نمیشناسمت و آذر پارسال تو کتابخونه ازم دوتا کتاب خواستی،منم گفتم میتونم بهت قرض بدم،اومدی دم مدرسمون گرفتیشون قرار بود دوماهه برشون گردونیاا..هرچند بهشون احتیاج ندارم،حتی اگه پسشون میدادی هم میدادمشون به خودت..الانم همش مال خودت...فقط احساس مسوولیت خیلی چیز خوبیه،شما قراره در آینده چیزای بزرگتری و قرض بگیرید...هوووف

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۶ ، ۰۹:۲۲
هویجوری :)
زندگی آروم و بی هدف و هویجوری؟؟
یا
زندگی پر دغدغه و استرس با هدف؟؟؟

۲۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۶ ، ۰۱:۳۲
هویجوری :)

عاقا من وقتی میگم: جا ندارم،سیرم مرسی،نمیخورم!!در نود درصد مواقع اغراق کردم:/

شما باور نکنید:))



+ای کاش یه اخباریم داشتیم،توش فقط خبر خوب بود..حال خوب:))تعریف و تمجید:))کلا چیزای خوب خوب

۱۷ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۶ ، ۲۱:۰۷
هویجوری :)

مادرم می گوید یک روز چشمانت را باز کردی و هوا بارانی بود،روز آمدنم به زمین، آن موقع ها نمیفهمیدم، اما روز ها میگذشت و کم کم بزرگتر میشدم ،حرف زدن می آموختم و کم کم فهمیدم هوای بارانی آن روز،آبانی بود و من شدم آبانیه بارانی ،همه میگفتند مغرور میشوی شبیه رعد و برق های پاییزی ،میگفتند مهربان میشوی شبیه باران های  آبانی ،میگفتند جذاب میشوی شبیه رنگین کمان بعد از باران ،میگفتند صداقت کلام خواهی داشت شبیه درختان بی برگ ،اما نمیفهمیدم ولی کم کم بزرگ میشدم و تمام حرف هایشان تعبیر میشد، راستش از تقدیر ممنونم که شدم متولد قلب پاییز، پادشاه تمام ماه های سال ،پادشاه آغوش های گرم ،پادشاه مغرور زمین..

آری من آبانی ام،تحویل سال من نوروز نیست،تحویل سال من شروع آبان است..

سلام آبان! سلام ماه عاشقانه های من..


+اولش اینکه من مغرور نیستم خودتونم میدونید:)خود شیفته هم نیستم،پس اینا چرت میگن:))منم از یه جا کپی کردم..

++هرسال که میگذره،یه آدمای جدیدی روز تولدت و بهت تبریک میگن،یه آدمایی هم هستن که پارسال بهت تبریک گفتن ولی امسال نگفتن..یه سریا هم هستن که صرفا به خاطر اینکه تولدشونو تبریک گفتی تولدت و تبریک میگن...من هیچوقت دوست نداشتم جار بزنم بگم تولدمه،یا چی میدونم عکس پروفایل تولد بزارم یا پست بزارم..این پستم چون از متنش خوشم میومد گذاشتم والا

+++تولد من یک آبانه تولد کراشم سی آبانD:

++++واقعا هدف از پست گذاشتن این نبود که حتما تبریک بگید..چون خیلیاتون پیشاپیش تبریک گفتید..زیادیش خز میشه:))

۲۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۶ ، ۱۹:۵۴
هویجوری :)

دیروز تو کتابخونه بعد از یه تایم  درس خوندن،دلم ضعف رفت و پریدم از سوپری روبه رو  کتابخونه یه سری گلوکز و چیز میز بگیرم فشارم نیوفته،نه دلستر هلو داشت،نه رانی هلو نه رانی انبه!!ناچارا رانی آلبالو و یه کیک سیاه گزیده شدن،طبق عادت همیشگی اول کیکه رو خوردم،بعدش نوبت رانی شد ..چند تا قلپ کشیدم بالا،این تیکه های آلبالوش اومدن تو دهنم..تو فکر این بودم که آخه آلبالو خودش چیه که آبشم میگیرن تازه تیکه های میوش هم می ریزن تو قوطی..متوجه این شدم که این تیکه ها خیلی سفتن..اصلا میشه جوییدشون،انگار سلولز دارن!!!

بقیه ی آب آلبالو رو محتاطانه جوری که تیکه هاش نره تو دهنم  قلپی کشیدم بالا ...آخرش تیکه میوه هاشو ریختم رو چک نویسای نگون بختی که در راه احتمال ریاضی فدا شده بودن...بعله آقا اگه تا قبلش شک داشتم،حالا دیگه مطمئن شده بودم که همش لبوئه...نامردا من اگه لبو میخواستم  که میرفتم از چرخی سر چهار راه میخریدم...لعنتی من پالپ میخواستم!!!من تیکه آلبالو میخواستم!!هلو نداشتی..انبه نداشتی...آخه لبو؟؟!!

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۶ ، ۰۰:۴۵
هویجوری :)